عشق مادری
پسرک نزد مادرآمد و برگه ای به اوداد که در آن چنین نوشته بود:
تمیز کردن اتاقم..................................1000 تومان
مرتب کردن تختخوابم..........................1000 تومان
نگهداری از برادر کوچکترم....................500 تومان
چیدن میزغذا......................................1000تومان
کمک برای گردگیری خانه.......................500 تومان
جمع کردن اسباب بازی هایم...................1000تومان
جمع کل...........................................5000 تومان
مادر برگه را با دقت خواند، سپس زیرآن نوشت:
نگهداری از تو بعد از تولد......................مجانی
خواندن لالایی برای تو...........................مجانی
غذا دادن به تو......................................مجانی
پرستاری ازتودرزمان بیماری..................مجانی
نه ماه نگهداری از تودر بدنم....................مجانی
بردن و آوردن تو از مدرسه.....................مجانی
مامان مهتاب جونم اینقدر دوستت دارم که هر کار برای خوشحالیت انجام میدم
پسرت هیچ وقت تنهات نمیزاره.اصلا" هر چی شما بگی...فقط ازت میخوام اگه اشتباهی یا کاری کردم که رنجوندمت منو ببخشی.میبخشی؟؟؟به خدا اگه یه لحظه اسم شما همراه نفسم نباشه میمیرم.اگه منو از خودت برونی لحظه ی مرگمو خودم نزدیک تر میکنم
